چهارشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۷ - 9:42 - زهرا خلیلی -
خدمت به
شاهنشاه 👑
هیچ کس نگفته بود که مسئول کتابها در چه وضعی است و روحش از جریان خبر ندارد و شاید هم کسانی بودند که برای خود شیرینی چیزهایی علیه من گفته بودند. بمن اطلاع دادند که قضیه از چه قرار است و چه نشسته ای که هوا خیلی پس است.
من در اثر ماهها بستری بودن و درد کشیدن ، بسیار ضعیف و حساس شده بودم و این واقعه که در آن هیچگونه گناهی نداشتم ، سخت بر من اثر گذاشت. متاسفانه نمی توانستم با تیمسار ملاقات کنم - بدین جهت در خانه نامه مفصلی نوشتم و در آن ،خودم را و اخلاق و روحیه و سوابق و طرز کارم را به تیمسار باتمانقلیچ معرفی کردم.
تیمسار نامه را خوانده بود و در حاشیه آن نوشته بود :
" من با دزد و توده ای و تنبل مخالفم. ایشان که اینطور نیست بیاید و بکار مشغول شود."
با این ترتیب ، قضیه پایان یافت. اما در روح حساس من اثرش باقی مانده بود تا آن که روزی که تیمسار می خواست خداحافظی کند که با آن دو جمله کوتاه ، نه تنها همه غبارهای تکدر از میان رفت بلکه از این مرد ، خاطره یک عظمت و یک بزرگواری محض در خاطرم نقش بست که بست و چه بسیار آرزو کرده ام که خیلی ها و منجمله خودم از یک چنین روحیه ای برخوردار باشیم.
باری. ذکر این خاطره بدانجهت بود که پس از نزدیک به بیست سال باردیگر در برابر باتمانقلیچ قرار گرفتم و این تنها خاطره ای که از ایشان داشتم ، زنده شد و این رودررویی ، درجلسه ماهانه انجمن پیشاهنگان کوهستان بود.
ابروان پرپشت و مشهورش رنگ خاکستری بخود گرفته بود و اجازه می داد که در ورای قدرت و صلابتش ، صفای درونش را بهتر درک کنیم.
صحبت هایش ، دنیایی خاطره در بر داشت ، که یکی از آنها صعود ایشان به قله توچال در سال ١٣٠٤ و رفتن به شهرستانک بود. در فصلی که تهران در زیر برف نمی توانست جنب و جوشی داشته باشد.
وهنگامی که خطاب به مربیان جوان کوهنوردی که در آن روز (52/2/6) بدریافت گواهی نامه های خود نائل آمده بودند سخن میگفت ، کلماتش مؤثر ، با روح و از دل برخاسته بود ، که :
"… فداکاری ، مردانگی ، صفا و خدمت به شاهنشاه و کشور از خصوصیات ورزش کوهنوردی و کوهنوردان است.
… این مربیان باید بدانند که وظیفه مهم و مسئولیت خطیری بر عهده دارند و کسانیکه وسیله این مربیان تربیت می شوند ، وظایف و مسئولیتهایشان زیادتر است …"
تیمسار باتمانقلیچ که سمت ها و مشاغل حساسی را در داخل و خارج ایران عهده دار بوده است و زمانی هم ورزش این کشور را در دست داشت ، کوهنوردی را از پنجاه سال پیش شروع کرد که نه تنها در ایران بلکه در آلپ های سویس و آلمان هم بقله های چندی بالا رفت و در کلوپ آئین های این دو کشور هم عضویت یافت. در سالهای ٢٦- ١٣٢٥ نخستين تشکیلات کوهنوردی ایران زیر نظر ایشان فعالیت داشت.
*شرکت ایشان در جلسه ماهانه انجمن پیشگامان کوهستان نشانی بود از علاقه و دلبستگی وافری که به ورزش پر از صفا و دوستی کوهنوردی دارد ، چرا که بنا به گفته خود ایشان در دو سال اخیر ، این نخستین جلسه و اجتماعی بوده که در آن حضور یافته است. از سوی دیگر ، این جذبه و کشش ، خود نشانه ای آشکار و روشن و دلیلی بر ادعای ما است که میگوئیم دنیای کوهنوردی ، دنیای دوستی ها و الفت های محکم و پا برجاست.
در این جلسه ، نخستین حکم تازه ای که برای صعودکنندگان و (کردگان) بقله دماوند تهیه شده است ، به تیمسار سپهبد صادقیان رئیس کنونی فدراسیون کوهنوردی که در ٢٥ سال پیش این قله را فتح کرده است اهدا شد.
فدراسیون کوهنوردی ، در سال گذشته تصمیم گرفت که برای کسانیکه بقله دماوند بلندترین ارتفاع ایران - صعود کرده اند یا میکنند ، حکم و مدال ویژه ای تهیه و طی تشریفاتی به آنان تسلیم کند ، طرح مدالها ، پیش از پایان سال ٥١ آماده شد که اینک دست اندر کار ساختن آنها هستند، احکام زیبای این مدالها آماده شده که نخستين آنرا یاران فدراسيون کوهنوردی بعنوان تیمسار صادقیان که از پیشکسوتان و بنیان گذاران کوهنوردی در ایران هستند قلم زدند که هم حق بود و هم نوعی پاسداری.
خاطراتی از
#جلیل_کتیبه_اینوشته شده در مجله دنیای ورزش اردیبهشت 1352
نوشته شده در : کانال تاریخ کوهنوردی - https://t.me/sport52