شنبه پنجم مهر ۱۳۹۹ - 8:50 - زهرا خلیلی -
جهت اطلاع دوستان عزیز
در پی انتشار کلیپ سرود پاییزی کوهنوردان به نام ( شعر هستی ) در کانال تلگرامی " تاریخ کوهنوردی " که نام شاعر « سعید سلطانپور» عنوان شده بود . یکی از دوستان گرامی طی پیامی اعلام نمودند که این شعر سروده « داود پورجم » می باشد که اشتباهاً بنام « سعید سلطانپور» ذکر شده
( این سرود که در میان تمامی کوهنوردان معروف است و سینه به سینه و در کوهنوردی های دانشجویی خوانده می شود . اشتباها در تمامی سایت ها بنام « سعید سلطانپور» درج گردیده .) سعید سلطانپور (زاده ۱۳۱۹ در سبزوار )، شاعر، نمایشنامهنویس، کارگردان تئاتر، عضو کانون نویسندگان ایران و فعال سیاسی چپگرای ایرانی بود. وی یکی از شاعرانِ سخنران در شبهای شعر گوته بود. اشعار سرودهایی چون پرنیان شفق، سر اومد زمستون، خون ارغوانها، گل مینای جوان و آیینه رود از اوست
برای اطمینان طی پیامی به مهندس داود پورجم از ایشان درخصوص تأیید ، نظر خواستم که عین پیام ایشان را به نظر شما می رسانم
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شعري بخوان که با آن رطل گران توان زد حافظ
دوست عزیز این شعر بازتابی از حال و هواي تلاشهاي اجتماعی سالهاي 52و 53 درکشورمان است، سالهایی که در هزار توي امیدها و تردیدها... شعر کوهستان هم ، تشنه حرفی تازه بود و خسته از تکرار.
مدتها بود که می خواستم فارغ از قالبهاي ایدئولوژیک، با امید و نگاهی به آینده و بر پایه مشترکات شعري بنویسم که در چیرگی بر دلسردي ها دست آویزي باشد .... و شاید شعر هستی بیانگر بی پیرایه همه درك و جهان بینی جنبش دانشجویی کشور بود که در" کوشیدن و ازکژي بگسستن" وحدت نظر داشتند و اگر بحثی بود: "در جان فدا کردن" و اگر تردیدي بود : در "پیمودن راه انسانها" نبود!
در آبان 52 که شعر را می نوشتم تصور و انتظار چنین پذیرشی را نداشتم ولی ناباورانه دیدم که با اقبال همه آنهائیکه براي تغییر و ایرانی بهتر تلاشی می کردند روبرو شد و به تدریج آواز پر امید کوه شد
. شعر هستی
شعرهستی بر لبانم جاری
پر توانم آری
میروم در کوه و دشت و صحرا
رهپیمای قله ها هستم من
راه خود در توفان
در کنار یاران مینوردم
در کوهستان یا کویر تشنه
یا که در جنگل ها
رهنمودی شاد و پر امیدم
دارم امید که دهد روزی سختی کوهستان
بر روان و جانم
پاکی این کوه و دشت و صحرا
باشد روزی که رسد شعر هستی برلب
جان نهاده برکف
راه انسانها درنوردم
شعر هستی
بودن و کوشیدن
رفتن و پیوستن
از کژی بگسستن
جان فدا کردن در راه خلق است
شعر ھستی − بودن و کوشیدن
رفتن و پیوستن
از کژی بگسستن
جان فدا کردن در راه خلق است
در آن دوره به فراخور حال و هواي گروهها، کلمه خلق گاهی به حق و گاهی به میهن تغییر کرد ! ولی چه باك که به قول شاملو: ...
و ما انسان را انتخاب کردیم ، خود اگر شاهکار خدا بود یا نبود
حدود 12 سال پیش دوستی که از پیشینه شعر هستی با خبر بود، پیشنهاد کرد آنرا براي اجرا به گروه کر بسپاریم. براي این کار قرار شد که یکی دو خطی بر ابتداي شعر براي پیش درآمد آن اضافه شود که چند خطی نوشتم مانند: جنگل خاموش، جاي پاي سواران، درسکوت و غم نان.... ! ؟
و در همین سیاق دو سه بیتی که پسندیده نشد و گفتند خیلی سیاسی است !
و نهایتاً با پیش در آمد: پاییز آمد در میان درختان ، لانه کرده کبوتر.......... و با صداي آقاي محمدرضا علیقلی توسط گروه کر اجرا شد
. با احترام داود پورجم
دانلود ترانه پاییزی کوهنوردان ( شعر هستی )
سروده : داود پورجم
ارکستر فیلارمونیک پاریس شرقی
کنسرت صلح پاریس

گروه کُر محمدرضا علیقلی
دانلود فیلم صحبتهای داود پورجم در مراسم بزرگداشت سالانه در جان پناه شروین در خصوص شعر هستی
( آقای مهندس داود پورجم متولد 1331 تهران - از دانش آموختگان دانشگاه علم و صنعت ایران میباشد و آخرین مسئولیت ایشان دبیر کل انجمن فارغالتحصیلان و اساتید دانشگاه علم و صنعت ایران بود )
وی از سال 1351 الی 1357 در رشته مهندسي مكانيك ماشين هاي حرارتي در دانشگاه علم و صنعت ايران مشغول به تحصیل بود و در سال 1384 کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه كمپتون آلمان در رشته MBA کسب کرد .)