به نام خدا
پیمانِ کوه با علی" کبابی" از لنز دوربین
خاطرات ارسالی جالب و خواندنی از مرد کوهستان علی صلاحی آرا ( معروف به علی کبابی )از سال 1353 تا 1370 که بدون هیچ کم و کاستی دراین وبلاگ درج می گردد.
*********
درد دل با ادمین ( قسمت11)
باری ... در سالهای 57 تا 60 که سکانس آخر یک درام ... زیبا بود .. توانستم ضمن صعودهای فنی به قلل زیادی از جمله دماوند ، سبلان ، آزاد کوه ، کمان کوه ، دو قله خط الراس یخچال و سرماهون ، دوبرار، سرکچال ، خلنو ، کلون بستک ، از کرمان ، لاله زار و کوشا .. جاده چالوس ناز و کهار ، وروش .. و قلل دیگری که بخاطر ندارم .. صعود کنم .. ولی متاسفانه با بهم ریختگی وضعیت سیاسی و کشور ، فعالیت های ورزش ، تا حدی زیادی تنزل کرده بود و ما نیز از این قاعده مستثنی نبودیم ...............
پس از سقوط گروه در سال 1360 و صعود دوباره و حضور در عرصه ورزشی تقریبا دو سالی می گذشت .. گروه فلزکار مکانیک با 20 نفر عضو فعال که دو نفرآنان بانو مریم خلج ، مهین صادقی نژاد عضو افتخاری گروه بودند .. کاملاً متلاشی شده بود و هر یک به گوشه ای پناه برده بودند..
ولی در این بین استاد علی اصغر انفرادی توانسته بود عزم خود را جذب کند و گروه کوهنوردی سازمان آب را بنیان نهد که بنده افتخار همنوری با ایشان با مسئولیت فنی گروه را عهده دار بودم .
شایان ذکر می باشد که در این دوره در برنامه های بیشماری شرکت داشتم که از جمله آنان :
قلل قاش مستان و بیژن ها در یاسوج از دنا .. و سیالان از مسیر قلعه الموت .. قلل اصلی اشتران کوه از جمله آنان بود
دراین بین چند برنامه ای هم با آقای رضا پوراحمد و تنی چند از کوهنوردان کلوپ دماوند داشتم که مهمترین آن صعود به قله دماوند از رخ شمالی در زیر سنگ باران وحشتناک این رخ از دماوند...
ادامه دارد...
من به چشمهای بی قرار تو قول میدهم
ریشه های ما به آب ،
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم
مزار مرحوم " لطیفه شاهرخ " (مریم خلج) همسر عزیزخلج
سال 1358 صعود به دماوند رخ جنوبی - مرحوم مریم خلج
امداد دوره ای ( علی صلاحی آرا)



هیچ می دانی چرا چون موج